Red_arrow

آیا می خواهید که انگلیسی زبان، پیش فرض شما برای این سایت باشد |

ویژه

اسناد و مدارک بن لادن نشان می دهد که میان القاعده و همپیمانانش تنش وجود دارد

تاکتیک های همپیمانان القاعده در عراق باعث خشمگین شدن مردم در این سال ها شده است. در بالا زنی پس از اینکه سه بمب خودرویی حداقل 23 نفر را در بازاری در بغداد به هلاکت رساند، عزاداری می کند. [سعد شلاش/ رویترز]

تاکتیک های همپیمانان القاعده در عراق باعث خشمگین شدن مردم در این سال ها شده است. در بالا زنی پس از اینکه سه بمب خودرویی حداقل 23 نفر را در بازاری در بغداد به هلاکت رساند، عزاداری می کند. [سعد شلاش/ رویترز]

  • نظر

    5

  • چاپ این مقاله
  • افزایش کاهش

اسناد و مدارک به دست آمده از خانه بن لادن در ایبت‌ آباد پاکستان نشان می دهد که سازمان وی در کنترل شعبات خود در سرتاسر جهان، به خصوص اقداماتی که منجر به کشتن مسلمانان می گردید، مشکل داشت.

این اسناد و مدارک که پنج شنبه (3 مه) منتشر گردید، نشان می دهد که رهبر سابق القاعده از تاثیر منفی حملاتی که شعبات و سازمان های همپیمان آن بر اعتبار القاعده داشته، آگاه بوده است.

آبروی روی به زوال القاعده در میان مردم حتی وی را واداشته بود تا در فکر تغییر نام سازمان باشد.

سومالی

این اسناد و مدارک نشان می دهد که کشتار و بمب گذاری هایی که الشباب انجام داد، منشاء نگرانی برای بن لادن که درخواست جنبش برای اینکه به صورت رسمی از همپیمانان القاعده شود را رد کند بوده است وهشدار اینکه عملیات آنان گاهی اوقات به مسلمانان صدمه می زند و ادغام با القاعده ممکن است مسلمانان سومالی را از کمک های خارجی که آنان پس از ده ها سال جنگ داخلی به آن نیاز داشتند، محروم کنند.

اگرچه پیام بن لادن در 7 اوت 2010 به احمد عبدی غودان (مختار ابو الزبیر)، رهبر الشباب که با ظرافت کامل نوشته شده بود، محتوی آن و پیام های دیگر هم نشاندهنده نگرانی های اخیر رهبر القاعده از اینکه الشباب اعمالی را مرتکب شده است که باعث دور شدن سومالیایی ها از جنبش می شود، بود. این موضعی است که هماهنگ با بخش بزرگی از سومالیایی ها از جمله «جهادی های» معروف مانند رهبر سابق حزب السلام، شیخ حسن طاهر اویس که به الشباب در ماه مارس در مورد خطر کشتن مسلمانان در سومالی هشدار داده بود، می باشد.

نصیحت بن لادن نشان می دهد که او از اعمال حد توسط الشباب- قطع کردن دست دزدان، شلاق زدن استفاده کنندگان از مواد مخدر و افرادی که تلویزیون تماشا می کردند- که ممکن بود مردم را بر علیه آنان بشوراند، آگاه بوده است.

اگرچه بن لادن نتوانست به صورت واضح نگرانی هایش را در پیامش به الزبیر اظهار کند، وی توانست بسیار واضح درنامه ای به رهبر القاعده عطیه عبدالرحمان در آوریل 2011 این مسئله را عنوان کند.

بن لادن با اشاره به تفسیر قانون اسلام که اعمال شدید مجازات حد را در صورتی که شکی در مورد اتهاماتی که مظنون به آن متهم شده است وجود داشته باشد، نوشت: «بسیار خوب خواهد بود که به برادران در سومالی در مورد منافع شک هنگام برخورد با جنایات و به اعمال شرع مشابه با آنچه پیامبر اسلام گفته است که از شک برای دورکردن مجازات ها استفاده کنید، نصیحتی بنمایم.»

پیام بن لادن به رهبر الشباب همچنین نشان می دهد که او در مورد عملیات نظامی گروه سومالی نگران بوده است. حملات گروه اغلب منجر به تلفات در میان غیر نظامیان سومالیایی که نقشی در درگیری نداشتند، گردیده است.

بن لادن نوشته است: «در مورد حملات بر علیه نیروهای آفریقایی، باید آن را به حد کافی بررسی کنید که (تلفات) مسلمانان در حملات سنگین آنان بر علیه بازار باکارا را به حداقل برسانید.»

روش الشباب در انجام حملات ظاهرا حتی پس از اینکه گروه مجبور شد موگادیشو پایتخت سومالی را تخلیه کند، تغییر نکرد. تلاش های مداومی از بمب گذاری های انجام شده توسط الشباب وجود دارد که باعث ایجاد تلفات چشمگیر منجمله در حمله 4 آوریل که به تئاتر ملی در موگادیشو انجام شد، به غیرنظامیان گردیده است.

اسناد و مدارک نشان می دهد که تصمیم بن لادن در رد درخواست الشباب برای اینکه شاخه رسمی القاعده در سومالی شود، مورد توافق رده های مختلف رهبری القاعده نبوده است. پیامی که تصور می شود در دسامبر 2010 توسط ایمن الظواهری به بن لادن نوشته شده است از او خواسته است در تصمیم برای رد درخواست الشباب برای تبدیل شدن به شعبه رسمی القاعده تجدید نظر نماید.

در ماه فوریه، الظواهری، جانشین بن لادن و رهبر الشباب الزبیر اعلام نمودند که این گروه سومالیایی همپیمان رسمی القاعده در آفریقای شرقی است.

مشخص نیست آیا جنبش الشباب که اکنون نگرانی های بن لادن در مورد اقداماتش فاش شده است، برخی از سیاست های افراط گرایانه خود را تغییر خواهد داد یا نه. عملیات آن در چند ماه اخیر چیز دیگری را نشان می دهد.

عراق، پاکستان و یمن

در سند دیگری که در خانه بن لادن کشف شد و توسط آدم غادن یکی از اعضای آمریکایی القاعده نوشته شده است، پیامی بسیار مهم است. غادن یک سری از عملیات انجام شده توسط شعبات القاعده و همپیمانانش را مورد نکوهش قرار داده است و خواستار جدا شدن القاعده از آن گروه ها شده است؛ چون به نظر وی آنها تعالیم اسلام را نقض کرده اند.

نویسنده این نامه نمونه های بارز بمب گذاری هایی که غیر نظامیان در پاکستان، افغانستان و سومالی کشته شده ان درا ذکر کرده است. غادن حوادثی که خود شخصا در آن درگیر بوده است را ذکر نموده است و خواست برخی از جهادی ها برای بمب گذاری مساجد به بهانه اینکه آنها حامیان واقعی مسلمانان نمی باشند را نشان داده است.

غادن نوشته است: «کی دانیم حمله به مساجد و ریختن [خون] بیگناهای در طول تاریخ به بدترین گروه ها و افراد مربوط می شود. اکنون افرادی که به خاطر این اعمال مشهور می باشند، در سمت مجاهدین قرار دارند؛ مانند حماس و طالبان پاکستان و افغانستان.»

وی افزود: «شکی ندارم آنچه در جنبش جهادی ها در این کشورها اتفاق می افتد از سر بدبختی نیست، بلکه تنبیه ما به دست خداوند به خاطر گناهان و بی عدالتی هایمان یا به خاطر گناهان برخی از ما و سکوت بقیه ما می باشد.»

مشخص نیست آنچه در این پیام آمده است، تاثیری در بن لادن گذاشته باشد؛ چون در پیام دیگری هم که در خانه وی کشف شد، عطیه عبدالرحمان و ابویحیی الیبی که به حکیم الله محسود رهبر تحریک طالبان پاکستان نوشته شده است، شدیدا اقدامات طالبان پاکستان را به خاطر نقض تعالیم اسلامی، به ویژه «کشتن مسلمانان در عملیات شهادت طلبانه که در بازارها، مساجد و خیابان ها انجام شده است» مورد انتقاد قرار داده است.

انتقاد شدید القاعده از طالبان پاکستان مهم است؛ چون بسیاری از اعضای القاعده ساکن در پاکستان تحت حفاظت محسود می باشند.

در عراق به نظر می رسد رهبری القاعده هم از خطر خشمی که عملیات القاعده در این کشور ایجاد کرده است، آگاه بوده اند که از ابومصعب الزرقاوی شروع و با رهبران دولت اسلامی عراق خاتمه می یابد.

غادن نوشته است که دولت اسلام عراق «چه بخواهیم و نخواهیم نزد مردم به نام القاعده شناخته می شود.»

وی گفت که اقدامات حزب اسلامی عراق و بیانیه های پس از بمب گذاری کلیسای بغداد در اکتبر 2010 به گروه کمک نکره است تا همدردی مردم را به دست آورد، بلکه باعث شده است که بیشتر از مردم دور شود.

غادن با انتقاد از استانداردهای دوگانه بین مواضع اعلام شده توسط رهبران القاعده که از طرفی از عدالت حمایت کرده و از طرف دیگر اقدامات شعبات القاعده که کاملا متضاد چنین صحبت هایی است نوشته است: «آیا این عدالت است که ما در مورد آن صحبت می کنیم و آیا شیخ [بن لادن] در مورد آن در بیانیه ها و پیام هایش صحبت می کند؟»

پیام هایی که در خانه بن لادن کشف شده اند هم شامل انتقادهایی هستند که او بر علیه شاخه گروه در یمن به خاطر شتاب در انجام حملات بر علیه نیروهای دولتی انجام داده است. وی تایید کرده است که چنین اقداماتی می تواند قبایل یمن را به دشمنان سازمان تبدیل کند که در چند منطقه هنگامی که مردان قبایل به نیروهای دولتی پیوستند تا حملات القاعده را دفع کنند، اتفاق افتاده است.

تغییر نام

از همۀ این انتقادات روشن است که بن لادن از میزان خسارات روش های شاخه های سازمان که در سرتاسر جهان ایجاد کرده اند، آگاه بوده است و باعث شد وی به تغییر نام فکر کند از جمله تغییر نام القاعده. اما این کار در صورتی که شعبات سازمان روش های خود را تغییر نمی دادند چه فایده ای می توانست داشته باشد؟

شاید تاثیر کمی می داشت؛ چون شعبه القاعده در شبه جزیره عربستان اکنون از نام انصار الشریعه در حرکتی که به طور واضح در پی جذب حمایت عمومی می باشد، استفاده می کند. اما اصرار گروه در اجرای مجازات حد و انجام عملیاتی که سربازان و مردم را به هلاکت می رساند و باعث ایجاد سرزنش گسترده عمومی می گردد، نشانه واضحی است که تغییر سطحی در ظاهر منجر به تغییر واقعی نمی شود، مگر اینکه در اصل هم تغییر حاصل گردد.

در باره این مقاله چه فکر می کنید؟ (کل آراء 7)

0 دوست ندارم

اظهار نظر کنید (شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در الشرفه) * به معنی فیلد ضروری است

* به معنی فیلد ضروری است

  • نظر خوانندگان

    كريم

    2012-7-5

    خشکاندن منابع و دلایلی که جوانان را به طعمه مناسبی برای ایده هایی نظیر روا داشتن بی عدالتی به افراد مظلومی که بنا به دلایلی مانند خصومت های شخصی برایشان پاپوش درست کرده اند، تبدیل می کنند یکی از مهم ترین کارها است. این مردم پشتیبانی ندارند؛ زیرا ظالمان پشت قانون پنهان شده اند و حتّی فراتر از قانون هستند. حس انتقام، افراد ستمدیده را زمین حاصلخیزی (هدفی آسان) برای کشانده شدن به مسیری می کند که در آن به اشتباه به فکر راهی برای بازپس گرفتن حق شان می افتند. هیچ کس حقشان را نمی دهد و هیچ مقام رسمی صدایشان را نمی شنود تا عدالت را در موردشان اجرا کند. در نتیجه این روند منجر به رفتن آنان به راهی می شود که با ستمکاران برابر شوند. این مسأله ای است که کسی به آن توجهی نمی کند و اهمّیّتی که متناسب با تأثیر منفی آن در آینده کل جامعه باشد، به آن نمی دهد.

  • صباح

    2012-5-25

    آن مردم از افکاری که با زور بدان ها تحمیل شده رنج می برند تا هنگامی که به خاطر این افکار و پاسداری از آن ها برای مرگ آماده شوند. این به معنی آن است که ما در آینده در شرف رویارویی با فجایعی هستیم و برای برخورد بسیار خوب با این جنبش ها به راه حل های فوری نیاز داریم؛ زیرا کسانی که سعی می کنند آن ها را نصیحت بکنند، درعمل، با اقدام برای وارد شدن به اذهان آن ها زندگی خود را به خطر می اندازند؛ چرا که آن ها ممکن است با آن چه که به آن ها می گویند متقاعد نشوند و به سادگی آن ها را بکشند. آن ها ممکن است نصیحت او را بپذیرند و دریابند که این امر می تواند آن ها را تغییر دهد و آن ها را برای اجتماع مفید سازد. با وجود این، چه بسا آن ها اکراه داشته باشند و ترجیح بدهند که کر باقی بمانند که این امر انسجام روحی درونی آن ها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. من همیشه توصیه کرده ام که در برخورد با آن ها رویکردی جدّی و آسانگیر اختیار کنیم تا هنگامی که بتوانیم برای گرفتن اطّلاعات به اذهان آن ها وارد شویم و از این طریق به آن ها کمک کنیم و از کشورهای خود در برابر آن ها حفاظت کنیم.

  • علي إسلام

    2012-5-8

    القاعده سازمانی کامل و معصوم نیست. یک نمونۀ آن درگیری های صحابۀ پیامبر (ص) پس از درگذشت او است و آنها آنقدر با هم درگیر شدند تا خداوند جلوی خونریزی ها را گرفت. همین موضوع میان یزید، حسین، و ابن زبیر نیز به وجود آمد. تغییر و اصلاح روش کار نادرستی نیست.

  • صبحي

    2012-5-8

    به درگاه خداوند بزرگ و توانا دعا می کنم که ملّت های عرب و مسلمان را از شرّ تروریست های شروری که دارند ما را می کشند، حفظ فرماید. تروریست هایی که با بدخواهی و تنفّر فعّالیّت می کنند، سعی دارند جوانان بیشتر و بیشتری را وارد جنایت های خود کنند. آنها می خواهند این جوانان را بسیج کنند تا دست به جنایت هایی بسیار احمقانه بزنند. ما نباید فقط به سرزنش و انتقاد از آنها بسنده کنیم، بلکه باید برای نجات جوانان مان از شرّ چنین وسوسه هایی نهایت تلاش مان را به خرج بدهیم و آنها را راهنمایی کنیم تا وارد فعّالیّت هایی شوند که باعث توسعۀ کشور می شود. ما باید آنها را به تمرکز بر امور مثبتی همچون آموزش مکاتبه ای ترغیب کنیم. این سازمان ها جان فرزندان و جوانان ما را به خطر می اندازند. ما باید به هر وسیلۀ ممکن از جوانان مان محافظت کنیم. امیدوارم که خداوند آنها را از ما دور نگه دارد و ما را یک بار برای همیشه از شرّ اقدامات شیطانی آنها نجات دهد. اوضاع رو به راه خواهد شد. آمین ای پروردگار جهانیان.

  • خالد

    2012-5-8

    افراد القاعده جنایتکار هستند.