آیا می خواهید که انگلیسی زبان، پیش فرض شما برای این سایت باشد |
بمب گذاری انتحاری روز 4 اکتبر در موگادیشو بیش از 100 تن را به قتل رساند که بیشتر آنان دانشجو بودند. [عمر فاروق/ رویترز]
بشار عبدالله نور، راننده انتحاری کامیون از سومالی که به تازگی دانشجویان را در موگادیشو هدف قرار داد، دقیقاَ می دانست که قصد حمله به چه گروهی را دارد.
این بمب گذاری در نزدیکی مجتمعی صورت گرفت که دربرگیرنده ساختمان های دولتی از جمله وزرات آموزش است، اما این بمب گذار برای کشتن مسئولان دولتی که مخالف گروه وابسته به القاعده او، یعنی جنبش مجاهدین الشباب بودند، نیامنده بود.
او اساساَ در تلاش قتل دانشجویانی بود که خواستار ترک کشور خود بودند. کشوری که براثر دهه ها جنگ داخلی ویران شده است. آنها از طریق بورسیه اعطا شده به وسیله دولت ترکیه برای تحصیل عازم آن کشور بودند.
مشکل نور با آن دانشجویان، آن طور که وی در یک نوار ضبط شده منتسب به او ادعا می کند و در رسانه ها گزارش شد، آن است که آنها به جای شرکت در جهاد برای دفاع از مسلمانان سومالی، کشور خود را ترک می کردند تا در سرزمین خارجی تحصیل کنند. جایی که تحت تأثیر کسانی قرار می گرفتند که وی آنان را کافر و صاحب عقاید سکولار می دانست.
او گفت: «[دانشجو] صبح از خواب برمی خیزد، به دانشکده می رود و تحصیل می کند تا آنچه را که کافران به وی می گویند، بپذیرد؛ درحالی که آنها مسلمانان را قتل عام می کنند.» وی افزود که هدف از این عملیات «رضای خدا» است.
روشن نیست که نور، یک ترک تحصیل کرده دبیرستان، چگونه به این اعتقاد رسیده که خداوند از قتل دانشجویان جوانی که در پی دانش و جستجوی آینده ای بهتر هستند راضی خواهد شد. آینده بهتری که در کشور خود آنان، جایی که از اوایل دهه 1990 دچار هرج و مرج بوده است، موجود نبود.
آنچه که شاید از توجیه نور برای این عملیات عجیب تر باشد این است که جنبش الشباب که وی به آن تعلق دارد، مسئولیت این عملیات را برعهده گرفته و آن را به عنوان یک اقدام «جهادی» توجیه می کند، اگرچه تقریباَ 100 تن براثر آن کشته شدند، که بیشتر آنان دانشجویانی بودند که در خارج از اداره ای گرد آمده بودند که فهرست برندگان «خوش شانس» بورسیه ترکیه بر دیوارهای آن نصب شده بود. یکی از سخنگویان این جنبش تهدید کرد که بر تعداد این حملات «به طور روزانه افزوده می شود» که هدف از آن سرنگونی دولت انتقالی سومالی به ریاست رئیس جمهور شیخ شریف شیخ احمد است.
حمله انجام شده به وسیله نور، نخستین حمله از نوع خود علیه دانشجویان در موگادیشو نبود. در سال 2009 در پایتخت سومالی، یک بمب گذار انتحاری حمله ای مشابه را به یک جشن فارغ التحصیلی برای دانشجویان پزشکی انجام داد که در آن 24 تن، اکثراَ از پزشکان یا دانشجویان پزشکی و همچنین سه وزیر کشته شدند. دولت سومالی الشباب را مسئول این حمله دانست که این جنبش پس از آن قتل عام، مسئولیت انجام آن را انکار کرد. این حمله موجی از خشم در میان مردم موگادیشو برانگیخت که برای محکوم نمودن این جنبش به تظاهرات پرداختند.
اما برخلاف سال 2009 و انکار مسئولیت حمله، جنبش الشباب این بار باصراحت مسئولیت این حمله را پذیرفت. این نشان می دهد که قتل دانشجویان طالب بورسیه را به بهانه مذهب مشروعیت بخشیده؛ آن هم به رغم آنکه دانشجویان غیرنظامی بودند و هیچ نقشی در نبرد میان الشباب و دولت انتقالی سومالی برای کنترل پایتخت، موگادیشو نداشته اند.
با نگاه به این واقعه، به نظر می رسد که جنبش الشباب از تجربه سایر گروه هایی که روش های مشابهی را اتخاذ کرده اند، فرا گرفته است. آن تجارب تأیید می کند که رفتار افراط گرایانه اغلب معکوس عمل کرده و نتیجه ای وارونه به بار می آورد. شاید اعمال القاعده و گروه های متعدد وابسته روشن ترین گواه برای بیهودگی این نوع اقدامات باشد.
القاعده در سال های گذشته در انجام یک سلسله حملات موفق بود که به مرگ صدها غیرنظامی منجر شد. از جمله ننگین ترین عملیات القاعده که آن را «موفق» می شمارد، حمله های 11 سپتامبر 2001 با استفاده از هواپیماهای ربوده شده و کوبیدن آنها به برج های دوقلو در نیویورک و پنتاگون در واشنگتن بود. در حملات دیگر، مسافران قطار در مادرید، در سال 2004، و حمله به لندن در ژوئیه 2005 بود که قطارهای زیرزمینی و اتوبوس های مسافربری مورد هدف قرار گرفتند.
ظاهراَ همه این عملیات ها از نظر القاعده «موفق» بوده اند؛ زیرا به قتل صدها تن از مردم منجر شد، که همان هدفی بود که این سازمان قصد تحقق آن را داشت.
اما با گذر زمان، روشن شد که عملیات های القاعده نتایجی برعکس آنچه که این سازمان به دنبال آن است به همراه می آورد. این نکته در عدم وجود حمایت عمومی از اعمال القاعده در میان مردم عرب و مسلمان، و اعلام بخش بزرگی از فقهای جهادی و سلفی ها در کشورهای متعدد اسلامی مشهود گردید که القاعده دیرزمانی بر حمایت آنان تکیه داشت و اینکه آنها اعمال القاعده به ویژه کشتار بدون تبعیض غیرنظامیان، حتی غیرمسلمانان را در میان خود محکوم کردند.
ظاهراَ جنبش الشباب از تجربه القاعده به خصوص از شعبه عراقی آن به رهبری ابومصعب الزرقاوی درس نگرفت. در سال های گذشته، این گروه یک سلسله عملیات وحشیانه ای اجرا کرد که بسیاری از عراقی ها را به وحشت افکنده بود. اما به زودی پی برد که اعمال این گروه، که شامل بمب گذاری های کورکورانه میادین عمومی و بازارچه ها و قتل عام مردم براساس گرایش های فرقه ای بود به اتحاد عراقی ها علیه این گروه کمک کرد و حتی بخش بزرگی از آنان را به مقاومت در مقابل مداخله در کشور با اتحاد با سربازان خارجی و دولت جدید عراق برای نابودی القاعده در کشور واداشت.
پیش از آنکه این درس ها از اعمال القاعده برگرفته شود، الجزیره در دهه 1990، صحنه تجربه ای مشابه بود که به عبث بودن توسل به «خشونت بدون تبعیض» برای کسب حمایت توده ها صحه می گذارد. یک گروه مسلح که خود را «جهادی» می خواند با نام «گروه مسلح اسلامی» از روش ها و عملیات های کثیفی استفاده کرد که غیرنظامیان الجزایری را با بمب گذاری به قتل می رساند. روش هایی که به آن گروه نسبت داده می شد به بیزاری قشر بزرگی از جامه الجزایری منجر شد که برای تلاش در مبارزه با این گروه مسلح به حمایت از دولت پرداختند.
با این وجود، ادعای مسئولیت حمله های اخیر در موگادیشو به وسیله جنبش الشباب در سومالی حاکی از آن است که این جنبش از تجارب گذشته درس نگرفته است.
جنبش سومالیایی شاید در واقع در عمل به تهدید خود برای انجام حملات بیشتر در روزهای آینده «موفق» شود، اما آنچه که نامعلوم است، میزان این «موفقیت» در جذب حمایت مردم سومالی است، به ویژه اگر این حملات برای قتل عام دانشجویانی طراحی شود که به دنبال بورسیه تحصیلی در ترکیه هستند.
اظهار نظر کنید (شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در الشرفه) * به معنی فیلد ضروری است
نظر خوانندگان
حليمة
2013-2-18
من از خداوند می خواهم که از الشباب انتقام بگیرد؛ زیرا آنها تبهکار و اهریمنی هستند.
ساره
2013-2-15
راستش را بخواهید، بسیاری از افراد این جا در مصر و سایر کشورهای مسلمان و غیرمسلمان می میرند و کشته می شوند بدون آن که معنی جنگ را بدانند. آنها هرگز تصور هم نکرده اند که روزی در تابوت و گور از خواب برخیزند بدون این که حتی بدانند چرا کشته شده اند. چرا تقدیر آنها چنین است که مثل موش بمیرند و تکه تکه و روی زمین پراکنده شوند؟ چرا این افراد کشته شدند بدون این که حتی علت آن را بدانند؟ کسانی این درد و رنج ها را به وجود می آورند که خدا را نمی شناسند، خواه مسلمان باشند یا غیرمسلمان؛ چرا که همه ادیان خواستار یک چیز هستند. خداوند هرگز به مردم دستور نداده یکدیگر را به قتل برسانند یا از یکدیگر دزدی کنند اما به ما توصیه کرده که صلح و آرامش و اعمال خیر را گسترش دهیم. چرا آنها مردمی را که هیچ گناهی ندارند به قتل می رسانند؟ چرا آنها بر ریختن خون و نابود کردن زندگی عده زیادی از مردم پافشاری می کنند؟ قربانیان افرادی عادی و بی گناه هستند و بدین سبب ارزش و بهایی ندارند و به خاطر منافع پوچ و بی معنی آنها فروخته می شوند. آنها تحت حمایت مالی افراد بی رحم و سنگدلی قرار دارند. وقتی که گربه ای کودکان خود را می کشد در واقع دیگر آنها را دوست ندارد؛ زیرا می خواهد آنها بمیرند. کسانی که ظاهراً احساس و عقل دارند، با بی رحمی فرزندان و برادران انسان های همقطار خود را به قتل می رسانند. همین امر قطعاً برای آنها هم اتفاق خواهد افتاد؛ زیرا همه همیشه در آخر کار کیفر کارهای خود را خواهند دید. آیا انتظار داریم که برخی مقامات مسئول آنها را به دست عدالت بسپارند یا آنها را به حال خود خواهیم گذاشت تا آخر دنیا مردم را بکشند؟ آیا آنها با دار زدن مجازات خواهند شد یا زندان یا تبعید؟ آیا آنها به علت این که موجب درد و رنج دیگران شده اند، مجازات خواهند شد؟
قيس خالد
2012-5-4
حملات تروریستی در سراسر جهان بدون توجیه هستند؛ زیرا آن ها باعث مرگ بسیاری از قربانیان درمانده و بیگناه می شوند، بدون این که مرتکب گناهی شده باشند. من نمی دانم که این مردم بیگناه چه عملی انجام داده اند که باید کشته شوند. تروریست ها به خاطر از بین بردن جهان و کشتن مردم بیگناه پول دریافت می کنند. این جنبش ها هیچ گونه وجدان زنده ای ندارند و قلب آن ها مرده است. آن ها مردم بیگناه را با کمال خونسردی و حتّی بدون ریختن اشک برای آن ها به قتل می رسانند. این افراد مرتکب بسیاری از اقدامات خرابکارانه شده اند و در سراسر جهان مورد نفرت و انزجار قرار گرفته اند. یک نبرد انتقام جویانه بین تروریست ها و بسیاری از افرادی که عزیزان خود را به دست آن ها از دست داده اند، در جریان است. این جنبش ها نشان داده اند که شایستگی زنده بودن را ندارند بلکه باید هزاران بار به خاطر جنایات خود کشته شوند؛ زیرا دستشان به خون بسیاری از مردم بیگناه آلوده شده است. آن ها توسط همه سرویس های امنیّتی در سراسر جهان مورد تعقیب هستند. این جنبش های تروریستی تمام دنیا را در بسیاری از زمینه ها تحت تأثیر منفی قرار داده اند و علّت اصلی فاجعه ای هستند که اقتصاد جهان را متأثر ساخته است. این جنبش ها هیچ یک از افراد، اعّم از مردان، زنان، جوانان و یا حتّی کودکان را نجات نمی دهند.
E.D
2011-11-26
رفتار «جنبش جوانان جهادی» (الشباب) و تلاش آنها برای برانگیختن و پشتیبانی از عقایدی که مغایر با اصول اسلامی می باشد، با اصول اعتقادی سازمان تروریستی القاعده و شیوه برخورد آنها با دیگران شباهت زیادی دارد. واقعیت اجتناب ناپذیر و غیرقابل انکار این است که حکم و مجوز چنین اقدامات تروریستی علیه مردم بیگناه هدف دشمنان اسلام است. دشمنان اسلام، مردم را زیر چتر اسلام به قتل می رسانند. این در حالی است که آنها عملا از مسلمانان واقعی فاصله زیادی دارند. اسلام به ما می آموزد که ریختن خون یک فرد بیگناه حتی از خراب کردن و انهدام کعبه نابخشودنی تر است. این افراد، در واقع، به دنبال خدشه دار کردن چهره دین اسلام، به خصوص در میان غیرمسلمانان، می باشند. واقعیت این است که این گروه منحرف مرتکب بدترین حملات جنایتکارانه در تاریخ بشریت شده است؛ زیرا آنها به خشونت متوسل شده اند که بدترین و ناجوانمردانه ترین راه برای دستیابی به اهداف سیاسی است. این حمله علیه مردم بیگناه سومالی، حمله ای مطلقا وحشیانه است و هیچ ربطی به ارزش های انسانی ندارد. ما به عنوان مسلمانان، موظفیم در این دوران سخت، در کنار مردم سومالی باشیم. در این رابطه از مراجع ذیربط درخواست می کنیم که مقصران واقعی را دستگیر کرده و به پیشگاه عدالت بیاورند تا به خاطر کاری که انجام داده اند، به مجازات برحق خود برسند. آنها مردم بیگناه را کشتند، در حالی که این جنبش موظف بود به دلیل داشتن امکانات مالی، برای مردمی که دچار گرسنگی و مرگ ناشی از کمبود شدید مواد غذایی و دارو می باشند، کمک هایی را فراهم کند. اما آنها مسلمانان واقعی نیستند.
سليم حوراني
2011-11-12
به باور من سومالی یکی از بزرگترین بسترهای تروریسم در جهان خواهد شد، به ویژه پس از آن که سازمان های تروریستی در بسیاری از کشورهای دیگر سرکوب شدند. در واقع این سازمان با بهره گیری از شرایط مردم درآنجا، به تقویت حضور خود در سومالی خواهد پرداخت. به عنوان مثال، آنها با استفاده از مقام و پول، به جذب تعداد زیادی از فرزندان سومالی می پردازند. من فکر نمی کنم آنطور که مردم فکر می کنند، تروریسم به راحتی در سومالی ریشه کن شود. تروریسم پایان نمی پذیرد، به خصوص با وجود مشکلات داخلی، ادامه یافتن قحطی و فقر و گسترش بیماری ها. سومالی به حمایت بین المللی نیاز دارد. آنها باید از این کشور و مردم آن پشتیبانی کنند. آنها همچنین باید برای نجات مردم، به خنثی کردن طرح های تروریستی بپردازند. با این کار، آنها تروریسم را در این کشور ریشه کن خواهند کرد؛ کشوری که از این بیماری همه گیر رنج می برند. قحطی و فقر دلایل عمده ای است که باعث شده تروریسم به بهره برداری از سومالی، استقرار دوباره در آن و تلاش برای گسترش ایدئولوژی افراطی و جنایتکارانه خود بپردازد. این امر موجب افزایش درد و رنج مردم سومالی شده است. این افراد به دلیل تروریسم از قحطی و بی توجهی لطمه زیادی دیده اند. این مساله در کار کمک های انسان دوستانه به این کشور اختلال ایجاد کرده است.
غالب ناصر
2011-11-12
سومالی فقیرترین و مشکل دارترین کشور جهان است. سومالی در حال حاضر وضعیت تلخ و توصیف ناپذیری را تجربه می کند. وضعیت انسانی آنها بدتر شده و فقر، قحطی و بیکاری در همه جای کشور گسترده شده است. تروریسم در این کشور سرپناهی یافته که در آن قادر است به سازماندهی مجدد جنبش خود، جمع آوری اعضا و استقرار موضع خود بپردازد. تروریسم از شرایط سومالی سوء استفاده کرده است؛ کشوری که تنها در مورد چگونگی گذراندن روزگار خود فکر می کند. تروریسم همچنین از فقدان قدرت، نفوذ و کنترل بر کشور نیز سوء استفاده کرده است. دولت از حل اساسی ترین مسائل نیز عاجز می باشد. من مانده ام دولت چگونه می تواند به مبارزه با تروریسم بپردازد. تروریسم بهترین روزهایش را در سومالی سپری می کند؛ چرا که از این شرایط غم انگیز و همچنین از ضعف دولت سومالی بهره برداری می کند. تروریسم همچنین از ضعف سازمان های بین المللی در اقدامات خود برای مبارزه با این سازمان های تروریستی و گروه های جنایتکار و به خصوص جنبش نظامی جوانان در سومالی، سوء استفاده می کند. این جنبش روابط نزدیکی با سازمان تروریستی القاعده برقرار کرده است و به راحتی دست به قتل و اعمال تروریستی می زند؛ چرا که کنترل مناطق بسیاری را در سومالی به دست گرفته است، به خصوص به دلیل این که وضعیت در کشور همچنان خطرناک است.
سليمان البياع
2011-11-4
به باور من سومالی و مردم آن از مشکلات بسیاری رنج برده اند. امروز این کشور یکی از ویران ترین کشورها محسوب می شود که این به خاطر شرایط اقتصادی است که سومالی طی سال ها از آن رنج برده است. این مسئله خود به دلیل وجود شرایطی است که به خاطر وجود گروه های تروریستی و افراطی این کشور را احاطه کرده است. این گروه ها کنترل خود را بر سومالی به گونه ای بسط داده اند که امنیت و ثبات کشور را متزلزل نموده است. یکی از نخستین این گروه ها همان جنبش الشباب سومالی است که یکی از گروه های افراطی تروریستی محسوب می شود. این گروه بیشترین رنج و محنت را به مردم سومالی تحمیل نموده است. این گروه های جنایتکار مرتکب اعمالی نظیر قتل ، هتک حرمت مقدسات و بمبگذاری های بی وقفه ای می شوند که شهروندان را هدف قرار می دهد. من بدون هیچ شکی معتقدم که این به اصطلاح جنبش تروریستی الشباب سومالی، یک سازمان تروریستی است که همان راه سازمان تروریستی القاعده را دنبال می کند؛ زیرا آنها همان ایدئولوژی افراطی و بنیادگرایانه و همان شیوه انجام عملیات تروریستی و هدف قرار دادن غیر نظامیان را دارند. من فکر می کنم که جنبش الشباب سومالی بخش کوچکی از سازمان تروریستی القاعده است؛ زیرا شباهت های بسیاری بین ایده ها و روش های هر دوی آنها وجود دارد. آنها هر دو به افراط گرایی و بنیادگرایی اعتقاد دارند و هر دو غیر نظامیان را هدف قرار می دهند و تلاش می کنند امنیت و ثبات کشور را خدشه دار نمایند. هر دو سازمان تروریستی القاعده و جنبش الشباب سومالی تلاش می کنند تا اراده و برنامه خود را بر جوامعی که در آن دست به عملیات می زنند، تحمیل نمایند. آنها همان ایده های سیاه و تمایلات مشابه را دارند. تروریست های جنبش الشباب سومالی همواره مرتکب بسیاری از اعمال جنایتکارانه و قتل شده اند...[دنبالۀ این دیدگاه به دلیل طولانی بودن آن حذف شده است.]
طرابلسي
2011-10-28
با درود و سپاس از شما برای این تارنما. باید از شر این تروریست های نامرد، گروه های منحرف و باندهای مسلح که تهدیدی برای امنیت و ثبات کشور می باشند، خلاص شویم. ما بسیار امیدواریم که جوانانی باشند که برای مبارزه با فساد، جنایات و اعمال خشونت آمیز در سرتاسر جهان تلاش کنند. این امر به احیاء وجهه و اعتبار اسلام و مسلمانان در میان تمام کشورهای جهان و اصلاح تصویر و مفهوم اسلام واقعی کمک خواهد کرد؛ اسلامی که هدف آن دستیابی به عدالت، گذشت و شفقت،انسانیت، صبر و بردباری و عشق در میان مردم است؛ اسلامی که به دنبال ایجاد بنیان هایی درست و مستحکم برای حکمفرمایی محبت و صلح و آرامش بر همه مردم می باشد.
فارس تحسين
2011-10-28
اعضای الشباب سومالی باید به جای دست زدن به جنایت، دست به فعالیت هایی بزنند که نشان دهندۀ صلح طلبی و خیرخواهی آنها باشند. آنها می خواستند جنبشی مانند جنبش هایی که دیگر جوانان در سرتاسر جهان به راه انداختند تا آزادی و دموکراسی و ارائۀ خدمات را خواستار شوند، به راه بیاندازند. جنگیدن برای حقوق باید بر اساس قوانین و مقررات و شیوه ای مشخص صورت پذیرد که آنها را به ساحل امن هدایت کند. آنها نباید پس از ارتکاب جنایات و رویارویی هایی که ممکن است میان آنها و ارتش و احتمالا نیروهای امنیتی، و یا میان مردم و گروه های وابسته به سازمان القاعده به وقوع بپیوندند، کشته شوند. باید برای دور ماندن از خطراتی که ممکن است به همه آسیب برسانند و باعث خسارات شدید و خطرات قریب الوقوع و بدون فرق گذاشتن میان افراد مختلف شوند، احتیاط کامل صورت گیرد.
سعد
2011-10-28
من یقین دارم که جنبش الشباب سومالی راه القاعده را دنبال می کند. به خواست خداوند پایان کار آن نیز بسیار نزدیک است.
ياسين خالد
2011-10-28
اقدامات الشباب سومالی نشان می دهد که آنها از روشی مشابه سازمان تروریستی القاعده، البته تحت نام های مختلف و با دلایلی نسبتا متفاوت استفاده می کنند. این ها یکسان هستند؛ زیرا هدف از این اقدامات نیز ارتکاب اعمال خشونت آمیز، جنایت، کشتار، حمله به مردم، حمل سلاح و به اجرا درآوردن عملیات های بمبگذاری، انتحاری، کشتار و ترور می باشد. پس چه تفاوتی بین آنها و گروه های سازمان تروریستی القاعده وجود دارد؟ در این مورد، آنها مسیری مشابه سازمان تروریستی القاعده را دنبال می کنند؛ چرا که آنها مرتکب اعمال خشونت آمیز و جنایات می شوند. الشباب سومالی باید از دست زدن به اعمال تروریستی که نشان دهنده روحیه و روش خشونت و جنایت می باشد، دوری کند. آنها باید به روش های آرام تر و صلح آمیزتری حقوقی را که از آن محروم بوده اند، مطالبه کنند تا نشان دهند که کار و تلاش آنها اخلاقی و انسانی است و دست های آنها از خونی که هم اکنون به آن آلوده شده است، پاک می باشد. این امر برای مردم سومالی بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است که تصمیمات درستی اتخاذ کنند و راه حل های درستی ارائه دهند که صلح طلبی آنها را نشان دهد، آنها باید از همه گونه اقدامات جنایتکارانه و خشونت آمیز که پایه و اساس کار سازمان تروریستی القاعده می باشد، دوری کنند. سازمان تروریستی القاعده با بمبگذاری ها، کشتارها، آدم ربایی، قتل عام، نصب تله های انفجاری و حملات انتحاری و همچنین بسیاری عملیات های تروریستی دیگر که صدمات و خساراتی برای همه کشورهای جهان عرب ایجاد کرده، تصویر ذهنی همگان را خراب و وارونه نموده است.
منجد علي
2011-10-28
به نام خداوند بخشایشگر مهربان. به اعتقاد من گروه سومالیایی حرکت الشباب المجاهدین، قسمت و گروهی از سازمان تروریستی القاعده، اما خشونت آمیزتر از آن است؛ سازمانی که در سرتاسر جهان با آن آشنا شده ایم. این گروه که خود را جنبش جوانان می نامد، به هیچ چیز به جز کشتن مردم سومالی علاقه ای ندارد و من علت آن را نمی دانم. آیا به خاطر این است که مردم سومالی پولدار هستند و این سازمان می خواهد از آنها اخاذی کند یا چه؟ به خدا سوگند نمی دانم. می دانم که سومالی کشوری بی نهایت فقیر است. اگر این جنبش می خواهد به قلب های مردم رخنه کند و بدون کشتار یا تروریسم در اذهان آنها بماند، باید برای یاری رساندن به مردم سومالی کار کند، نه اینکه از آنها اخاذی کند و سلاح به دست بگیرد تا قانون جنگل را در این کشور فقیر که در آن مردم از قحطی و نبود امنیت رنج می برند، به اجرا درآورد. تمامی اقدامات این جنبش، بدون شک نشان می دهد که این جنبش بخشی از سازمان تروریستی القاعده است، یا حداقل این که می توان گفت که این جنبشی است که اندیشه ها و کارهایش را از سازمان تروریستی القاعده اخذ نموده و از تجربیات سازمان تروریستی القاعده و جنایتکاری آن بهره برده است. این گروه در جنایت و بدرفتاری با مردم و اخاذی کردن از آنها به نام دین، دفاع از آن و بالا بردن پرچم اسلام، از این سازمان پلید تقلید می کند و اینها شعارهایی هستند که ما همواره آنها را مرتبط با سازمان تروریستی القاعده می یابیم. آنها عادت دارند مردم را فریب بدهند و کنترل اذهان عده ای احمق را از میان آنها، به تسلط خود درآورند.
سليم جامع
2011-10-25
رقابت های المپیک و مسابقات ورزشی که هر از گاهی برگزار می شود، بسیار مهم است. بسیاری از مردم به ورزش علاقه مندند. ورزشکاران، طرفداران ورزش و تمام کسانی که به تماشای مسابقات المپیک می نشینند، به همه رشته های ورزشی علاقه مندند. میزبانی این مسابقات در کشورهای حوزه خلیج بسیار مهم است، به ویژه در بحرین که در صدد غلبه بر این مشکلاتی است که این کشور با آن دست به گریبان است و می خواهد ثابت کند که شرایط امنیتی تثبیت شده، مشکلات به پایان رسیده و همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این مسابقات و گردهمایی ها به تغییر جو موجود کمک می کند. این مساله احساس شهروندان را بهبود می دهد و به آنها کمک می کند تا راحت تر باشند و حوادث دشوار و بی ثباتی در بحرین را به دست فراموشی بسپارند. بحرین یکی از کشورهایی است که بیشترین تعداد میزبانی را در مسابقات گوناگون داشته است. محبوب ترین رقابت در کل جهان یعنی مسابقات قهرمانی فرمول یک در سرزمین بحرین برگزار می شود؛ رقابتی که تمام اتومبیل های فرمول یک جهان در آن حضور دارند. به نظر من تغییر جو بسیار مهم است. مسابقات در حال انجام است و بسیار موفق می باشد؛ زیرا بحرین همه چیزهای لازم را برای رسیدن به این موفقیت فراهم کرده است.
عمران
2011-10-25
نفرین بر این جنبش تروریستی و هر کسی که از این شیوه و روند سازمان القاعده استفاده می کند. این جنبش مسئول همۀ بمب گذاری های سومالی است که موجب کشته شدن شهروندان بیگناهی شده است. در این بمب گذاری ها و در همۀ حملات مسلحانه دست عوامل این جنبش دیده می شود.
ammar
2011-10-15
جنبش جوانان مجاهدین بیگناهان را می کشد. آنها جهاد می خواهند و با وجود یک جامعۀ مدنی در سومالی مخالف هستند. آنها می خواهند سومالی به یک امیرنشین تبدیل شود تا در آرامش زندگی کنند؛ در حالی که مردم عادی از گرسنگی در حال مرگ هستند.